حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

564

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

سلخ شعبان « 48 » هو فدايت شوم زيارت خط عالى كه مدتى مثل آفتاب اين ملك محجوب و به همان درجه مطلوب بود ، بيشتر از حظ و لذتى كه لازمهء آن است ، فال سعادت و آيت نصرت نمود . بنظرم آمد كه مىخواهيد بقول رفيقى غايب ، پيش از سفر عراق عرب بر براق طرب بنشينيد و عباى سياه بپوشيد ، فاتحه را مع الصلوات بگوئيد . در مدت سكوت جناب مستطاب عالى و تعطيل مكاتبه ، چندان از واردات و شدايد و سعايات و مكائد ضررها و زحمت ، بىخبر نبودم . بقول معروف ، رياضت‌ها مايهء سبكبارى و غفران خطيات گذشته است . حالا انشاء الله تعالى خستگىها را جبران كنيد و اسباب راحت و امان فراهم آريد و اخبار سلامت و فوز و فلاح را از من دريغ نداريد . به حمد الله مزاجم خوب است ؛ يعنى درين چند سال ، كمتر خود را به اين تندرستى ديده بودم . خيال را هم به حمد الله آسوده كرده‌ايم . حالت رضا و تسليم ، به كلى راحتم كرده است ؛ خوشى ايام و رفع آلام جناب عالى را هم بشنوم ، خوشتر خواهم بود . زياده تصديع نمىدهم . 26 شوال « 49 » هو فدايت شوم بختم بلند است و كارها خوب مىشود . با اين دو پست ، خطوط مباركات چشم و دلم را روشن كرد . اين‌كه تصور فرموده‌ايد از حالات و واردات به حضرت عالى بىخبرم ، چنين نيست . علاوه بر آنكه احوال را در نواحى ايام مىخوانم ، كسان خودم مرا از آن جاها كه به خودم تعلق دارد ، به يك درجه اطلاع مىدهند . شمس - المعالى قابوس عليه الرحمه مىگويد « هل عاند الدهر الا من . . . « 50 » » . اين دنيا وسيع است ، كار بر يك شق و نظام نمىماند ، « سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ « 51 » » . چون نوشته بودند مختصر جواب بنده را نتوانستند با پست سابق بفرستند ، دو عريضه باهم مىرسد ؛ فقط به وصول مرقومه اكتفا مىكنم . مسئلهء مخبر « باقر » نام را كه بطور يادداشت اشعار شده بود ، به محل خودش اطلاع دادم . و باز مىگويم « لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ « 52 » » . انشاء الله عباى سياه را خواهيد پوشيد و به دمى آب ، لذت عمر هفتاد

--> ( 48 ) - مقصدنامه : تهران . ( 49 ) - مقصدنامه : تهران . ( 50 ) - چند كلمه خوانده نشد . ( 51 ) - قرآن مجيد . سورهء الشعراء ، آيهء 227 . ( 52 ) - قرآن مجيد . سورهء الزمر ، آيهء 53 .